تبلیغات

از همه چی - بیوگرافی کارکتر های مورتال کمبت

از همه چی

یه وبلاگ پر از چیزای باحال...!!

درباره من
من محمدرضا مرتضوی راد هستم و 15 سال سن دارم. من توی این وبلاگ سعی میکنم مطالب جالب و سرگرم کننده بزارم. برام نظر بزارید و اشکالاتمو بهم بگید. امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد. یا علی
جستجو در وبلاگ
تاریخ: دوشنبه 1 آذر 1395 11:19 ب.ظ
درباره اسکورپیون:


او در قبیله نینجاهای شیرای ریو در ژاپن به دنیا اومد. این موضوع به خوبی مشخصه که پدر هانزو هاساشی (Hanzo Hasashi) که خودش سابقا عضو گروه شیرای ریو (Shirai Ryu) بود؛ وقتی فهمید پسرش می خواد به گروه بپیونده؛ هانزو رو به عنوان پسر خودش انکار کرد؛ چرا که نمی خواست پسرش به عنوان به قاتل در گروه عضو بشه و آرزوی این رو داشت که وی برخلاف خودش، یه زندگی آروم رو داشته باشه.. با این حال هانزو به گروه نینجاها پیوست.

هانزو بین قبیله یکی از بهترین شینوبی ها (Shinobi) بود و به دلیل مهارت های باور نکردنیش در نینجوتسو ، لقب (( عقرب)) رو به دست اورد. او همیشه سعی می کرد تا برای افتخار افرینی برای رئیس قبیله و گروه تلاش کنه ؛ با این حال وقتی هانزو از سوی جادوگر پست یعنی کوان چی ماموریت پیدا کرد تا نقشه مقدس عناصر و الواح رو از معبد شائولین بدزده ؛ او توسط یکی از جنگجویان لین کوای (Lin Kuei) به نام ساب زیرو ( Sub-Zero) به طور وحشیانه کشته شد. (البته این ساب زیرو همون بی هان هست که بعد ها با ماهیت نوب سایبات ظهور پیدا می کنه.) درنتیجه خانواده و قبیله او توسط کوان چی که به لین کوای قول داده بود؛ به طور فیجع تارومار شد. روح اسکورپیون به قلمرو زیرین فرستاده شد و در اونجا طلسم گشت. او دوباره در زندان ارواح (Prison of Souls) با ساب زیرو بزرگ مبارزه کرد اما باز شکست خورد و این کار باعث شد تا جنگجوی لین کوای فرار کنه.

دو سال بعد از کشته شدن توسط ساب زیرو بزرگ ، کوان چی اسکورپیون رو احیا کرد و به قلمروی زمین بازگرداند تا با شنگ سانگ در اجرای مسابقات همکاری کنه. طبق گفته کوان چی اگر او در این مسابقه ساب زیرو بزرگ رو شکست می داد؛ می تونست که انتقام خود و قبیله اش رو از اون بگیره و در صورت شکست خوردن ؛ روح او به مکان فراموش شده ای تبعید می شد. این امر محقق نمی شد تا این که لو کنگ گورو رو شکست داد ؛ با این کار او به ساب زیرو بزرگ دست یافت و با شکست دادن و سوزاندن او، انتقام خود رو از اون گرفت. بلافاصله بعد از این کار او آتش گرفت و خاکستر شد و در قلمرو زیرین افتاد.



sub zero 

درباره ساب زیرو:

ساب زیرو یکی از محبوب ترین کاراکترهای سری بازی مبارزه مرگبار هست. در واقع دو ساب زیرو وجود داره که هردو باهم برادرند: برادر بزرگتر بی هان (Bi-Han) و برادر کوچکتر کوای لیانگ که هردوی اونا لباس آبی رنگ به تن دارند و جزء گروه لین کوئی و جزء نژاد کرایمنسر (Cryomancer) هستند. ( این نژاد یه نژاد وابسته به دنیای خارج هست که توانایی کنترل یخ رو داره؛ با این حال هردوی اونا در قلمرو زمین به دنیا اومدند.) در ماجراهایی که بین مورتال کامبت 2 و3 اتفاق افتاد ، کوای لیانگ زخمی بر چسم راستش وارد شد؛ اگرچه این زخم در نسخه دیسپشن محو گشت که ممکنه به دلیل تاثیر مدال اژدهای (Dragon Medallion) همراهش باشه.
در زندگی نامه این دو برادر این به خوبی مشخصه که پدر اون ها یه کرایمنسر چینی و مادرشون یه انسان معمولی بوده.
پدر این دو ساب زیرو ، یه عامل نفوذی لین کوئی در ایالت متحده بود؛ او در اونجا با زنی آمریکایی آشنا شد و با وی ازدواج نمود که ثمره این ازدواج هم به دو پسر بود. علی رغم میل مادر، پدر دو فرزند رو با خودش به چین برد تا زیر نظر لین کوئی آموزش دیده و جزء گروه قاتلین بشوند.

بیهان با نام مستعار ساب زیرو در اولین مسابقه مرگبار ظاهر شد؛ در حالی که نام مستعار کوای لیانگ توندرا(Tundra) بود.

بعد از اینکه بی هان توسط اسکورپیون کشته شد؛ کوای لیانگ جایگزین وی گردید و نام مستعار ساب زیرو از آن او شد. بعدها بی هان در قلمرو زیرین (Netherrealm) تبدیل به شبحی با نام نوب سایبات شد.
کوای لیانگ تمام ویژگی های اخلاقی و ویژه برادرش بی هان رو داشت به طوری که مانند برادرش آدم خشک و بی احساس و غیر صمیمی بود و فقط به دنبال این بود که کارش رو در خفا، بدون کوچکترین توجهی انجام بده. اما با گذشت زمان و بزگتر شدن او و همچینین پیشرفت در هنرهای رزمی و حرکات ویژه اش ، روحیه جوانمردی و انسانیت جایگزین اخلاق قبلی وی گردید.

این روحیه علاوه بر اینکه سبب می شد تا او یه جنگجوی با اراده و نیرومند بشه؛ سبب جدایی او از دیگر اعضای لین کوئی می گردید. او بعدها به کمک ریدن (Rayden) و لو کنگ (Liu Kang) برای مبارزه علیه شائوکان (Shao Kahn) شتافت و در نسخه گلد با شسکت سکتور(Sektor) ، که از اعضای لین کوئی و به صورت روبوت دراومده بود؛ رهبری گروه لین کوئی رو بدست گرفت.
او یه متحد قابل اعتماد قلمروی زمین بود که هرجا نیاز بود؛ به طور داوطلب کمک می کرد؛ مخصوصا زمانی که ریدن اون رو فرا می خوند. بی شک او یکی از بهترین جنگجویان قلمرو زمین هست.



(Onaga(Dragon King 


سال ها سال پیش یه نفر بود که خدایان هم در مقابل اون حرفی برای گفتن نداشتن اون دراگون کینگ حاکم دنیای بیرون بود ارتش اون هرگز شکست نمی خورد چون اگر سربازی کشته می شد دراگون کینگ اونو زنده می کرد اما اوناگا بدون نقطه ضعف هم نبود این درست که اون دارای بدنی ضد ضربه بود اما اون مسموم می شد . یکی از ژنرال های اون بنام شائو کان از این نقطه ضعف استفاده کرد و اون رو نابود کرد و بعد از مرگش ارتش اون در جایی مخفی شدن که هیچکس نمی دونست غیری از تعدادی که توسط دراگون کینگ برای جلوگیری از این اتفاق انتخاب شده بودن . بعد از مرگ اون خدایان برای جلوگیری از بوجود اومدن مجدد دوران دراگون کینگ قدرت اونو تقسیم کردن و در شش سرزمین مختلف دنیا قرار دادن و همچنین مورتال کامبت رو درست کردن.
سال ها بعد از این ماجرا اوناگا از دنیای مردگان با جوانی بنام شوجینکو که بدنبال شهرت بود ارتباط برقرار کرد و خواست که براش 6 گویی که خدایان درست کرده بودن پیدا کنه . از طرفی زمانی که شوینکو هر 6 گوی رو پیدا کرد آخرین تخم اژدها شکافته شد ورپتایل که در مقابل تخم قرار داشت بدنش رو به اناگا تقدیم کرد و اناگا دوباره زنده شد بعد بنزد شوجینکو رفت و از اون تشکر کرد و 6 گوی رو برداشت تا باهم تلفیق کنه و بقدرت سابقش برگرده . 



Blaze

بلیز از نژاد عناصر هست اون یکی از معدود افراد این نژاد هست که در هزاران سال اخیر دیده شده . بلیز سال ها در جستجوی قدرت تمام دنیای بیرون رو گشت اما به چیزی که می خواست نرسید چون زمانی که وارد یه غار عجیب شد توسط چند جادوگر مامور محافظت از آخرین تخم اژدها شد و اون تا زمانی که تخم شکافته نشه نمی تونه از غار خارج بشه در نهایت بعد از سال ها انتظار تخم شکافت و بلیز آزاد شد 
اما آیا این حدث من درسته ؟ آیا اون غول آتشین در والپیپر آرماگدون بلیز هست ؟ آیا اون به قدرتی که می خواسته رسیده یا دراگون کینگ این قدرت رو به اون بخشیده ؟



Kintaro

بعد از مرگ ظاهری گورو شوکان ها از شائوکان مرگ شانگ تسونگ رو خواستن اما شانگ تسونگ با دادن یک پیشنهاد جالب اونا رو منصرف کرد . شانگ گفت ما به زمین حمله می کنیم وبعد فرار می کنیم به دنیای بیرون اونا اگر تا یک هفته نیان به دنیای بیرون و در یک تورنمنت ما رو شکست ندن زمین مال ما می شه . حمله قبول کرد و شوکان ها مبارز جدیدشون رو همراه شانگ و باراکا به زمین فرستادن و اون شخص کسی جز کینتارو نبود که یک شوکان متفاوت بود چون پوست کمر اون مثل ببر بود . در پایان اون توسط لیو کانگ شکست خورد ولی حالا چطوری برگشته ؟




Shao Kahn

از موقعی که همگان بخاطر دارن اون یه شرور بتمام معنا بوده . بعد از مسموم کردن اوناگا اون حکومت دنیای بیرون رو بدست گرفت و حملاتش رو شروع کرد اون در ابتدا سرزمین زاترا ( سرزمین نژاد رپتار ها) و سرزمین خون آشام ها رو فتح کرد و کسی از این دو نژاد رو زنده نذاشت غیر یک رپتار بنام رپتایل که با تغییراتی که در حافظه اش داده شد فدایی شائوکان شد ولی بعد ها معلوم شد که یک رپتار و یک خون آشام زنده موندن (خاملئون و نیتارا) . بعد از این دو فتح شائو کان سعی کرد که سرزمین ادنیا رو بگیره و این کار رو کرد با کشتن شاه اونجا زن و فرزند اونو تبدیل به ملکه و پرنسس خودش کرد . بعد از این فتح اون بفکر گرفتن زمین افتاد و با فرستادن یک مبارز شوکان بنام گورو و شانگ تسونگ به زمین سعی در فتح مورتال کامبت کرد اما در دهمین تورنمنت که اگر پیروز می شدن زمین مال اونا می شد شکست خوردن اما با یک حیله ی جدید اونا مبارزان زمینی رو به دنیای بیرون کشوندن و و با گول زدن اونا کاری کردن که این مبارزا کارهایی در جهت افزایش قدرتشون بکنه و با این افزایش قدرت اونا به زمین حمله کردن اما شائو کان باز هم شکست خورد . در زمان حمله شیناک به زمین یکی از ژنرال های اون بنام ریکو کشته شد و با فهمیدن این موضوع شائوکان با تبدیل خودش به ریکو به جاسوسی اتفاقای توی زمین افتاد و بعد از شکست شیناک به پادشاهی خودش برگشت . اما بعد از ایجاد اتحاد مرگبار اونا شائوکان رو کشتن اما اون شائوکان نبود بلکه یکی از کلون ها ی اون بود . بعد ها که خبر مرگ گورو به شائوکان رسید اون بدنبال گورو گشت و با اندک قدرتش اونا به دنیا برگردوند و با شوکان برای نابودی دراگون متحد شد .



Goro

شاهزاده ی شوکان در 500 سال پیش کونگ لائو قهرمان اون زمان زمینی ها رو شکست داد بعد از برد 9 تورنمت در تورنمنت دهم توسط لیوکانگ شکست داده شد و تصور می شد که مرده اما لیوکانگ بازهم در سفرش به دنیای بیرون با اون رو به ور شد اما بعد از شکست دوباره اون تا مدتها در خفا موند تا اینکه بعد از مرگ پدرش دوباره ظاهر شد و این دفعه بعنوان پادشاه شوکان ها در زیر پرچم خوبی ها با نیرو های جهنم مبارزه اما در اصل می خواست خودش رو به لیوکانگ برسونه و اونو بکشه اما چنین اتفاقی نیوفتاد . زمانی که خبر زنده بودن شائوکان به کیتانا رسید اون ارتشی از ادنیا فراهم کرد کهبه شائوکان حمله کنه و اونو برای همیشه نابود کنه و اینبار ادنیا متحدی داشت بنام شوکان در راس اونا گورو قرار داشت اما با حمله ناگهانی نوب سایبات گورو کشته شد اما جسد اون بجایی دورتر از میدان جنگ پرتاب شد و هرگز پیدا نشد . مدتی بعد شائوکان که متواری شده بود جسد گورو رو پیدا کرد و این دو دوباره در کنار هم برای نابودی تمام دنیا تلاش خواهند کرد . 



Sheeva

زمان حمله شائوکان به زمین ملکه اون باید زنده می موند چون در صورت مرگ اون پورتال باز شده بسته می شد پس یه زن از نژاد شوکان بنام شیوا برای محافظت از اون انتخاب شد ولی بعد از مدتی شیوا فهمید شائوکان با سنتار ها متحد شده و سنتار ها با کمک شائوکان به سرزمین های شوکان حمله کردن و تعداد زیادی از شوکان ها از جمله پادشاه گورباک رو کشتن با این اطلاعات جدید شیوا برای کشتن شائوکان بره افتاد اما در وسط راه با کانو برخورد کرد که بدلیل شکستی که خورده بود زندانی شده بود اون به شیوا قول داد که اگه نجاتش بده اونم به شیوا کمک می کنه اما وقتی شیوا کانو رو آزاد کرد کانو به شائوکان در مورد قصد شیوا اطلاع داد و شیوا هم زمانی که وارد اتاق شائوکان شد دو شمشیر در سینه اش فرو رفت و مرد ولی آیا شائوکان اونو زنده کرده یا اینکه اونهم در جهنم بوده و بعد از فرار کوانچی از جهنم اونم برای گرفتن انتقام اومده ؟

عکساش منشوریه!!

Bo Rai Cho

سال های سال یکی از مبارزان بی حریف دنیای بیرون که از قضا آدم خوبی بود در زمین برای بردن مورتال کامبت زمینی ها رو آموزش می داد معروفترین شاگردان اون لیوکانگ و شجینکو بودن در پایان هم لیوکانگ تونست با شکست گورو خیال بو رای چو رو برای مدت زیادی راحت کنه . اون در خلوت خودش در دنیای بیرون بود که کونگ لائو قصد کرد تا اتحاد مرگبار رو شکست بده چون این لیوکانگ کشته شده بود برای همین پیش اون رفت تا آموزش ببینه و کیتانا هم همراهش بود بو رای چو چون دید این اتحاد تمام سرزمین ها رو نابود می کنه خودش وارد جنگ شد و همراه کونگ لائو به زمین رفت ولی در پایان بو رای چو از قهرمانای زمین جدا شد چون دید که روح یه مبارز رو وارد بدن یکی از سربازای اوناگا کردن برای همین اون رفت و اون روح رو بیرون کشید و وارد بدنش کرد اون روح مال لی می بود . بعد این دو باهم به ادنیا رفتن و کیتانا کنترل ارتش ادنیا رو به بو رای چو داد اما اونی در تخت سلطنت بود کیتانا نبود بلکه میلینا بود که قصد اون نابودی ادنیا بود بهر حال چو ارتش رو برای جنگ با تارکاتان ها رهبری کرد ولی در نزدیکی میدان جنگ با روح شاگردش یعنی لیوکانگ برخورد کرد و با این ملاقات با روحیه ای دو چندان بجنگ تارکاتان ها رفت آیا اون بالاخره می تونه دنیا رو از پلیدی پاک کنه ؟



Molochو Drahmin

زمانی که اسکورپیون در جهنم بدنبال کوانچی افتاد کوانچی با دوتا از شیاطین طبقه ی پنجم جهنم برای نجات خودش متحد شد . کوانچی به این دو قول فرار از جهنم رو داده بود اما زمانی که پورتال رو باز کرد اون دو رو فراموش بهمین دلیل اوانا که بعد از کوانچی وارد پورتال شدن و بعد دوباره کوانچی با اونا متحد شد ولی حالا اونا برای محافظت از کوانچی در خفا باقی موندن ولی حالا که کوانچی مرده اونا کجان و می خوان چی کار کنن ؟


Drahmin:


Moloch:


MoKap

یه زمانی من افتخار می کردم که شخصیت الکی توی مورتال کامبت نیست ولی موکپ تنها شخصیت بی خود بازی هستش . اون یه ورزشکار رزمی هست که در صحنه های بدلکاری فیلمای جانی کیج حضور داره اما واقعا نقش اون توی داستان چیه ؟ 




Hotaru

سرزمینی بنام سیدان در این دنیا وجود دارد که از آن با نام سرزمین قانون یا دستور نام می برند این سرزمین سال ها در مقابل هجوم سرزمین های دیگه مقاومت می کرد اما حالا هوتارو فرمانده نگهبانان این سرزمین با اومدن اوناگا می خواد به اون کمک کنه چون فکر می کنه قدرت اوناگا می تونه از بی قانونی در جهان جلوگیری کنه حالا طبق گفته ی تارکاتان ها یه نفر هست که بخاطر کشتن تعداد زیادی تارکاتان باید کشته بشه و اون نفر ساب زیرو هست . آیا هوتارو می تونه ساب زیرو رو دستگیر کنه ؟




Mileena

زمانی که ملکه ی شائوکان یعنی سیندل مرد اون برای اینکه کیتانا هیچ چیزی از گذشته اش بیاد نیاره مغز اونو تغییر داد و از شانگ تسونگ خواست که با خون کیتانا یه نفر شبیه کیتانا بسازه و با تشکیل جنینی بر اساس خون کیتانا در بدن که تارکاتان میلینا بوجود اومد اما مشکل اینجا بود که فک ملینا مثل یه تارکاتان بود و این خود مشکلات بعدی رو بوجود آورد . سال ها بعد زمانی که کیتانا به زمین فرار کرد میلینا برای کشتن اون رفت اما کیتانا اونو کشت ولی میلینا در جهنم زنده شد و در حمله شیناک به سرزمین های مختلف حضور پیدا کرد و با خواهرش روبرو شد و کیتانا حقیقت زندگیش رو بهش گفت و این باعث عصبانیت میلینا شد و با یه زیر پوزی کیتانا رو به تخت سلطنت پرتاپ کرد و کیتانا هم با فشار یه دکمه اونو به زندان فرستاد. زمانی اوناگا برگشت باراکا به زندان های ادنیا دسترسی پیدا کرد که در اونجا میلینا رو آزاد کرد حالا که نه خبری از کیتانا بود و نه خبری از سیندل اون خودشو کیتانا جا زد و قرار شد ارتش ادنیا رو بجنگ تارکاتان ها بفرسته و تارکاتان ها بخاطر تعداد زیادشون اونا رو قتل عام کنن اما میلینا فرماندهی ارتش رو به بو رای چو داد و حالا با یه قصد نا مشخص داره به ادنیا سلطنت می کنه ولی آیا اون به باراکا کمک می کنه یا اینکه ادنیا رو نجات می ده ؟ 


عکساش منشوریه!!

Jade

زمانی که کیتانا از ادنیا فرار کرد کسی مامور کشتن اون شد که بیشتر از همه کیتانا رو دوست داشت این شخص جید دوست دوران کودکی کیتانا بود . جید همواره در تعقیب کیتانا بود تا اینکه وقتی فهمید رپتایل مامور کشتن اون شده تصمیم گرفت به کیتانا کمک کنه بهمین دلیل با رپتایل مبارزه کرد و اونو در غل و زنجیر قرار داد و بعد در کنار کیتانا ، سیندل و زمینی ها جلوی شائوکان ایستاد و با نابودی شائوکان به ادنیا برگشت و مدتها از اون خبری نبود تا اینکه اوناگا برگشت . اما جید دیر رسیده بود چون تمام زمینی ها در مبارزه با اتحاد مرگبار کشته شده بودن و کیتانا هم به ادنیا رفته بود اما در ادنیا وضع بدتر بود کیتانا توسط یه جادوی قدرتمند تحت کنترل اوناگا و داشت از یه زندانی محافظت می کرد و این زندانی کسی جز سیندل نبود جید با زدن کیتانا سیندل رو آزاد کرد و حالا این باهم برای نجات ادنیا و کیتانا تلاش می کنن .

عکساش منشوریه!!

Nitara

تنها خون آشامی که زیر کنترل شائوکان نبود با تلاش فراوان تونست بفهمه که تنها راه آزاد کردن مردمش نابودی یه گوی هست در جایی نگهداری می شه که نیتارا نمی تونه بهش برسه بهمین دلیل اون باید از سایرکس استفاده کنه که با کمک رپتایل بازوی سایرکس رو خراب می کنن و این کار ارتباط اونو با زمین قطع می کنه و با یک حقه نیتارا بهش می گه تو گوی رو برام بیار منم تو رو به زمین برمی گردونم وقتی که سایرکس گوی رو آورد نیتارا اونو به زمین برگردوند و بعد با شکستن گوی به سرزمین خون آشام ها رفت ولی نقش خون آشام ها توی این قضیه چیه ؟


عکساش منشوریه!!

Hsu Hao

زمانی که نیروهای ویژه بدنبال اعضای بلک دراگون بودن کسی که به اونا خط می داد هاسو هائو بود اون عضو ارتش سری چین بود اما ماموریت اون نابود کردن ژنراتور نیروهای ویژه بود که این کار رو کرد و بدین ترتیب معلوم شد که اون عضو رد دراگون بود اما مساله اینجاست که اون بدلیل قلب مکانیکیش به این سادگی کشته نمی شه سازنده های قلب اون همون سازنده های چشم کانو بودن اما قصد جدید اون و بطور کلی رد دراگون چیه ؟



Sektor

زمانی که سابزیرو از دنیای بیرون برگشت با یه گروه ربات در مرکز لین کوئی روبرو شد وقتی ماجرا رو فهمید تصمیم گرفت که فرار کنه با فرار اون لینکوئی دستور کشتن اونو به سه تا از رباتها بنام های سکتور سایرکس و اسموک داد و درست در زمانی سابزیرو توسط هر سه ربات محاصره شده بود اسموک بیاد واقعیت زندگیش افتاد و سابزیرو رو در شکست دادن اون دو ربات دیگه کمک کرد و بعد سابزیرو دو برنامه ی مختلف به به دو ربات دیگه داد و سکتور رو بجنگ سپاه دنیای بیرون فرستاد . بعد از رفتن نیروهای دنیای بیرون سکتور به لین کوئی برگشت اما لین کوئی دیگه وجود نداشت پس سکتور مدتها ناپدید شد تا اینکه پردازندش صدا داد . لینکوئی اونو فراخونی کرد اما ماموریت اون چی بود این بود که مراقب سایرکس باشه تا اون سابزیرو رو بکشه اما سکتور وقتی نیروهای شیناک بهش حمله کردن از ماموریتش بازموند . بعد از رفتن نیروهای جهنم سکتور بدلیل آسیبی که پردازندش دیده بود یه ماموریت جدید گرفت و اون کشتن ارباب لینکوئی بعد از این کار یه نفر جلوی نابودی جهان در دستهای سکتور رو گرفت بله سابزیرو اومد و اونو شکست داد اما این پایان کار سکتور نبود اون به ژاپن رفت و قبیله ای از ربات ها بنام تکویین براه انداخت بدون شک سکتور برای خودش می جنگه و اون یه دشمن مشترک برای زمینی ها و اوناگا خواهد بود .



Mavado

یکی از سران اصلی رد دراگون . اون سالها پیش آخرین بلک دراگون رو به عقیده ی خودش کشت و شمشیر هاش رو برداشت اما کابال هنوز زنده بود . ماوادو با اتحاد مرگبار عهد بست که کمکشون کنه اما تنها کاری که تونست بکنه دستور دادن به هاسو هائو برای نابودی ژنراتور نیروهای ویژه بود که اون نابود شد اما کابال اومد و ماوادو رو کشت اما حالا کیماوادو رو برگردونده ؟



Fujin 

تنها خدای زمین غیر از ریدن که در حمله شیناک جون سالم بدر برد بعد از شکست شیناک اون بعنوان محافظ زمین انتخاب شد چون ریدن به خدای اعظم ارتقاع یافت اما کجا غیبش زد معلوم نیست و حالا برا چی برگشته ؟



Ermac

اون مجموعه ای از ارواح بود و در زمانی که شانگ تسونگ تورنمنت رو برگزار می کرد اون به زمین میومد تا در صورت ضعف شانگ تسونگ از روحهای موجود در اون استفاده کنه .
اون در زمان حمله شائوکان در کنار کان می جنگید تا اینکه کان شکست خورد و بعد معلوم نشد که کجا رفت بعد ها کنشی اونو از خدمت کان آزاد کرد .اون با روح لیوکانگ ملاقات کرد و بدلیل دشمنی اون با کان تصمیم گرفت بهش کمک کنه این دو قراره مبارزان زمینی که زیر کنترل اوناگا هستن رو آزاد کنن آیا این دو موفق می شن ؟

( نکته جالب در مورد ارماک این هست که گفته میشه بوجود آمدنش بعلت یک Glitch در MK1 بوده که رنگ Scorpion اشتباهاً از زرد به قرمز تغییر میکرده و این باعث شده که سازندگان این شخیصت رو هم در شماره های بعد وارد داستان بکنند. اسم Ermac هم از ERror MACro گرفته شده ! )



Kobra

یه زمانی فقط یه دانش آموز زرمی بود اما دوست داشت به مبارزه واقعی بپردازه برای همین تبدیل شد به یه ولگرد اما در ابتدا مواد فروش ها و دزد ها رو می کشت اما بعد برای پول آدم می کشت وقتی پلیس دستگیرش تو ماشین بود که صدای مجادله شنید بعد قامت کابال جلوش ظاهر شد وکابال یک متحد برای دوباره سازی بلک دراگون پیدا کرد اما قصد واقعی بلک دراگون جدید چیه ؟



Frost

زمانی که سابزیرو کنترل لین کوئی رو بدست گرفت یه مسابقه گذاشت که قویترین مبارز انتخاب بشه و اون یه عضو تازه وارد به اسم فراست (به سکون سین) بود که قدرتهایی مانند سابزیرو داشت . زمانی که اتحاد مرگبار ظهور کرد ریدن از سابزیرو خواست که کمکش کنه اما چون رسم نبود فرمانده ی لین کوئی خودش به ماموریت بره اون فراست رو با خودش برد قرار شد که ساب زیرو فراست بدنبال متحدانی از دنیای بیرون برن اما فراست خر بازی در آورد و مدال سابزیرو رو با خودش برد اما چون قدرت کنترل اونو نداشت با قدرت خودش یعنی یخ نابود شد ولی حالا چرا برگشته ؟ 



Kira

چیز زیادی در مورد کیرا وجود نداره اون در افغانستان به تروریست ها اسلحه می فروخت اما همه فکر می کردن مرده وقتی فهمیدن زنه خواستن که بکشنش اما اون در رفت و بعد کابال از اون خواست برای دوباره سازی بلک دراگون بهش بپیونده .



Havik

قویترین مرد در سرزمین آشوب البته اینکه اون واقعا مرد باشه معلوم نیست بعضیا اونو یه Undead می دونن ولی واقعا معلوم نیست که اون چیه . اون مبارزا رو بسمت مقر اوناگا رهبری کرد اما هدف اون از نابودی اوناگا جلوگیری از ایجاد قانون تحت قدرت اوناگا و زنده کردن شائوکان و ایجاد آشوب مجدد بود اما شائوکان زندس ولی اوناگا هم به این راحتی نابود نمی شه آیا هاویک به قصد خودش می رسه؟



ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


لوگوی وبلاگ

از همه چی



کد متحرک سازی عنوان وب

کد کج شدن گوشه تصویر

خطاطی نستعلیق آنلاین خطاطی نستعلیق آنلاین قرآن آنلاین

از همه چی یه وبلاگ پر از چیزای باحال

ابزار وبلاگ  ,کد تغییر شکل موس برای وبلاگها و سایتهاکد تغییرشکل موس

ابزار پرش به بالا